ميرزا محمد حيدر دوغلات

191

تاريخ رشيدى ( فارسي )

كاشغر قريب سى هزار كس مانده باشد و مغولستان را اوزبك و قرغيز انتزاع نموده‌اند « 1 » . اگر چه قرغيز هم ( 90 ر ) قومى از مغول 443 است ، از جهت مخالفت بسيار كه با خواقين كرده‌اند از مغول جدا شده‌اند و مغول به تمام مسلمانان شده است ، به اهل اسلام داخل گشته ، اما قرغيز همچنان در كفر مانده‌اند . از اين جهت از مغول خارج شده است . مقصود از اين اطاعت آن است كه « 2 » مغول حاليا كناره‌ترين و كمترين خلايق شده است . به اين سخنان و احوال ايشان جز مغول كس ديگر را بهره نيست . فلاجرم بر اعزّهء افاضل و افاضل اماثل ، تكليف را موجب كلفت دانستم ، « 3 » قلت بضاعت و عدم استطاعت را مانع ساختم بدانچه ممكن بود در صحايف بىبضاعتى ، خامهء بىاستطاعتى را جارى گردانيدم . و دأب مؤلفان آن است كه اعتذار مىكنند و التماس مىنمايند كه اگر خطا و خللى باشد به ذيل عفو پوشيده به اصلاح آن كوشند ، در مقام اعتراض نباشند . بنده را حد « 4 » اين اعتذار نيست ، چه ايشان مىگويند كه خطا و خللى باشد و بنده به تحقيق مىدانم كه سرتاسر خطا و خلل است ، هر اعتراض كه كنند بر محل است و مقصود از اين اظهار فضل نيست بلكه مقصود يادنامه‌ايست كه اسامى سوالف خواقين مغول از جرايد روزگار بالكليه محو نگردد و خواقين مغول را اگر احتياج افتد به دانستن نسب خود يا احوال سلف خود « 5 » اينجا معلوم فرمايند و از آنچه خواقين ماضى كه پيش از اهل اسلام بوده‌اند از ايشان جز نام ذكر نشده است زيرا كه كفار اگر همه آرزوى شوكت جمشيد و ضحاك باشد كه لايق تذكر نيست ، ملاعينى كه مقبوض حق سبحانه و تعالى باشند ، ع [ مصراع ( م ) ] : ما نخواهيم كه نامش به زبان هم گذرد . اختتام اين تاريخ رشيدى در سلخ ذو الحجه سنه اثنا « 6 » و خمسين و تسعمايه 444 واقع شد در بلده طيبه كشمير - صانها اللّه عن الآفات و التّدمير - بعد از آنكه گذشته بود از جلوس بنده ، محمد حيدر « 7 » ابن محمد حسين گوركان ، المشتهر بالسنة الخلّان به ميرزا حيدر گوركان ، « 8 » پنج سال . 445 ( 90 پ )

--> ( 1 ) . نت : نمودند . ( 2 ) . نگ : - مقصود . . . كه . ( 3 ) . نگ : - فلاجرم . . . دانستم . ( 4 ) . نت : احد . ( 5 ) . نت : - خود . ( 6 ) . نگ : ثلاث . ( 7 ) . نب : + و . ( 8 ) . نگ : - المشتهر . . . گوركان .